فراخوان
خبر رسيد که دو روزنامهنگار و فعال فرهنگی ـ مدنی کُرد به نامهای عدنان حسنپور و هيوا بوتيمار به اعدام محکوم شدهاند. جرم آنها انعکاس بخش کوچکی از آن همه رنج و محنتی است که بر ملتشان ميرود؛ جرم آنها دگرانديشی و روشنگری است؛ جرم آنها ترقیخواهی و تحجرستيزی است؛ جرم آنها کُردبودن و آزاده بودن است.
جداً اين همه بيدادگری معلول چيست؟ حقيقتاً چرا در ايران اسلامی پايانی برای مرگ نيست؟ پايانی برای تبعيض نيست؟ پايانی برای تفتيش نيست؟ جداً چرا حکومت اسلامی ايران قادر است همچنان جان جوانان و فرهيختگان و روشنفکران و نويسندگان و روزنامهنگاران و اديبان ما را بگيرد؟
اين حقيقت دارد که اين سرکوبها قبل از آنکه نشانة قدرت و ثبات حاکميت باشد، نشانگر وحشت بیحدومرز آن از آزادی، مدنيت، دگرانديشی، وحشت وافر آن از آزادانديشان و منورالفکران ايران است.
اما آيا با اين وصف نميتوان گفت که حکومت اسلامی ايران موفق گشته اکثريت بزرگ مردم حقيقتاً ناراضی ايران را خانهگير و مرعوب و خاموش کند؟ غير از اين است که موفق شده اقليت فعال و جسور و بيدار را از اين اکثريت منفعل و مطيع و تطميعشده و خفته جدا و با دستگاههای عريض و طويل اطلاعاتی و امنيتی و قضايي و نظامی و انتظامی و ابزارهای شلاق و سنگسار و شکنجه و زندان و اعدام به مصاف آنها برود؟ آيا اگر اين ميليونها انسان ناراضی جسارت يک »نه!« دو حرفی را بطور شفاف و رسا و عيان ميداشتند، حکومت اسلامی ميتوانست در ايران به اين سادگی جانها بگيرد و اين همه رنج را بر مردممان تحميل کند؟ آيا در چنين حالتی پيشاهنگان و مبارزان مليتهای ستمديدة ايران، فعالان فرهنگی، دانشجويي، کارگری، زنان، روزنامهنگاران آزاده و غيروابسته، انديشورزان سياسی و مدنی ما چنين به سهولت به مسلخگاه کشانده ميشدند؟ چرا اکثريت معترض خاموش است و اقليت فعال را تنها گذاشته است؟ تا کی سکوت؟ تا کی معترض خموش و چشم به راه؟
بياييم طلسم ارعاب و تسليمطلبی را بشکنيم و به خود آئيم و چون انسانهای بيدار رسا و پرطنين صدور حکم اعدام عدنان حسنپور و هيوا بوتيمار از سوی بيدادگاه اسلامی سنندج را محکوم نموده و خواستار لغو آن و آزادی فوری و بدون قيد و شرط آنها شويم. بياييم به حکومت تئوکرات در ايران ثابت کنيم که چنين اعمالی بدون عواقب برای آمران و عاملان آن نخواهد بود.
بيائيم بطور کلی خواستار لغو مجازات اعدام در ايران بشويم، تا انسانهای شريف ديگر به کام مرگ و نيستی کشانده نشوند. بيائيم هر جای ايران و جهان که هستيم افکار عمومیِ، به ويژه در حوزة زندگی و کار و فعاليت خود را متوجه پايمال کردن مستمر ابتداييترين حقوق انسانی در ايران کنيم و آنها را جذب کارزار لغو احکام غير انسانی صادر شده بر عليه عدنان حسنپور و هيوا بوتيمار و ديگر دگرانديشان و آزادگان کردستان و ايران نمائيم.
تعلل جايز نيست. جان اين انسانهای شريف در خطر است، انسانهايي که سودايي جز دفاع از من و شما، از حقوق و آزاديهای من و شما، در يک کلام از انسانيت را در سر نداشتند و به همين جرم محکوم به مرگ شدهاند.
فراموش نکنيم که در فقدان چنين انسانهای شريف و آزادهای حکومت دينی در ايران دير يا زود، به اين يا آن بهانه سراغ تکتک ما خواهد آمد، آنگاه کسی نخواهد بود که از ما دفاع کند و صدای اعتراض از آن برخيزد. از اين لحاظ دفاع از اين آزاديخواهان دفاع از خود ما، دفاع از همة مردم ايران و کرامت انسانی و آزادی آنها، دفاع ازروزنامهنگاری مستقل و سالم، دفاع از دمکراسی و بدين سان ستيز با تاريکانديشی و استبداد و خفقان نيز است.
28 تير 1386
72
شماره مطلب
بيدادگری را در ايران پايانی نيست، سکوت جايز نيست!
Campaign