Send to Friend

FromTo


Send to Friend from The Caravan

تور مبارزاتی پناهجوی ایرانی را حمایت کنید

Veranstaltungsreihe über Filmemacherinnen und Frauen im Iran, Support the campaign tour of Iranian refugees!

مقامات دولت آلمان باید به درخواست پناهندگی مهراندخت فیضی جواب مثبت میدادند. آنها از طریق آدم های خودشان اطلاعات کافی در مورد پرونده خانم فیضی داشتند.آنها در واقع از طریق پروفسور کلاوس اشتاینبک کاملأ میدانستند هنگام ضبط مصاحبه با زنان ایرانی در ایستگاه راه آهن تهران چه اتفاقی افتاده است. این مصاحبه ها توسط خانم فیضی انجام شد و مقامات ایرانی خانم فیضی را مسئول پاسخگوئی در رابطه با رعایت منافع سیاسی ایران نموده بودند. بدلیل نقش خانم فیضی تیم فیلمبرداری آلمانی توانست بخش مهمی از این مصاحبه ها را که اعتراضی بودند علیه وضع زنان در ایران تهیه کرده و از ایران خارج بنمایند. (برای مطالعه داستان کامل این پرونده به اعلامیه کاروان در خدمت پناهندگان و مهاجرین مراجعه کنید).

سئوال اینست چرا مقامات پناهندگی آلمان علیرغم اطلاع از صحت ماجرابه خانم فیضی پناهندگی سیاسی نداده اند. آنها با تکیه غیر مستقیم به اظهارات پروفسور کلاوس که بطور علنی در مطبوعات آلمان انتشار یافته مدعی هستند در ایران از این بابت خطری متوجه جان خانم فیضی نیست! پروفسور کلاوس در نوشته خود بی شرمانه برخورد مامور امنیتی ایران به خانم فیضی را امری عادی دانسته است. تاثیرنگاه مردسالارانه پرفسور کلاوس بر تصمیم گیری اداره پناهندگان نشانه همخوانی سیستم دولتی آلمان با نگاه مردسالارانه است. واین موردی استثنائی نیست. چند سال پیش رسوائی اداره پناهندگی در برخورد به رویا مصیبی و پناهنده زن دیگری از برمن باعث اعتراض گسترده اقشار مترقی در آلمان شد. آن زمان پلیس در همکاری با قوانین جمهوری اسلامی ایران درمورد رویا با توسل بزور سعی کرده بود بر سر او چادر بکشد تا عکس پاسپورت مناسب ایران تهیه کند و در مورد پناهنده ساکن برمن با حقه بازی کامپیوتری سعی کرده بود عکس اسلامی تهیه بکند. کارزار کاروان علیه این مردسالاری باعث رسوائی دولت آلمان شد.

اداره پناهندگی چگونه میتواند ادعا بکند جان خانم فیضی در صورت برگشت به ایران در خطر نمی باشد؟ فقط کافی است پرونده خانم فیضی را با موارد ساده تری که در ایران اسلامی اتفاق افتاده مقایسه کنید. داستان قتل زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی الاصل ساکن کانادا را همگان میدانند. جرم او فقط عکسبرداری از بیرون زندان اوین بود. در زندان باو تجاوز کرده و او را بیرحمانه بقتل رسانیدند. زهرا بنی یعقوب دانشجوی پزشکی، زن دیگری است که در ایران اسلامی بعلت همراه بودن با نامزدش دستگیر میشود.او را به زندان برده بعد از تجاوز بقتل میرسانند. مثال در این مورد کم نیست. ایران اسلامی رژیمی کاملأ ضد زن است. پس چرا اداره پناهندگی علیرغم تمامی این دلایل به خانم فیضی جواب رد داده است؟

در اروپا و آمریکا بسیاری فکر میکنند دول بزرگ غربی ضد ایران اسلامی هستند و روسیه و چین حامی آن. در افکار عمومی ایران اسلامی رژیمی است که ضد غرب بویژه آمریکا میباشد. این تصویری غلط است. این درست است که دول بزرگ بر سر تصاحب ایران بطرق مختلف با یکدیگر رقابت دارند، ولی دولت ایران دولتی است که اساسأ برای حفظ منافع این قدرت های بزرگ امپریالیستی ایجاد شده است. تمام اختیار آنها در حد اختیار کارمند فلان بنگاه تجاری یا دولتی میباشد.از طرف دیگر، اگر کشورهای بزرگ تحت فشار اعتراضات مردم قبول کرده اند پناهنده بپذیرند این نشانه آزادگی آنها نیست. آنها بخاطر فشار سیاسی به کشور مبدا و استفاده از کار ارزان پناهنده و همچنین استفاده از پناهنده بعنوان قرص آرامبخش برای مردم ناراضی کشور خودشان است که اجازه میدهند عده کمی بعنوان پناهنده پذیرفته شده و تعداد زیادی سال ها بدون هیچ حق و حقوقی منتظر جواب باقی بمانند. و صد البته تعداد وسیعی از پناهندگان چه در بدو ورود و چه بعداز مدتی اخراج میشوند.

سیاست پناهنده پذیری این دولت ها منجمله آلمان اساسأ بخاطر معامله با کشور مبدا است. بهمین دلیل اداره پناهندگی خیلی طبیعی وحشیگری دولت ایران در رابطه با زنان را نادیده میگیرد و علیرغم آگاهی از ماجرای خانم فیضی و دلایل وی برای ماندن در خارج از ایران ساده لوحانه در پروتکل پناهندگی خانم فیضی مینویسد اینها مسائلی نیست که جان خانم فیضی را در صورت بازگشت بایران بخطر بیاندازد. نباید فراموش کرد که همان پروفسور کلاوس در همکاری با تیم ایرانی همراه خانم فیضی در بدو امر نهایت تلاش خود را کردند که او را برگردانند. و اگر خانم فیضی شبانه از هتل فرار نکرده بود او را با بلیطی که تهیه کرده بودند با تهدید و زور مجبور به مراجعت میکردند.

آدم های مترقی در غرب همچنین در آلمان عمدتأ بدلایل انسان دوستی از اقامت پناهندگان در کشور خود دفاع میکنند. این خوب است ولی کافی نیست. خوب است که با اخراج هر پناهنده ای علیرغم گرایشات سیاسی آن پناهنده مخالفت کرد، ولی این کافی نیست. بسیاری بدلیل مخالفت با برخورد راسیستی دولت ها و قلیلی راسیست علیه مسلمانان تا حدی با اسلام و کشورهای اسلامی احساس همدردی میکنند.آنها این همدردی را تا همبستگی با جنبش ها و دولت های اسلامی ارتقا میدهند. در نتیجه هنگامیکه مبارزین این کشورها در این مورد زنان مبارز و چپ گرای این کشورها به مبارزه علیه دولت های مرتجع خود بلند میشوند، آنها در دفاع و همبستگی با این مبارزین دودل هستند. شاید فکر میکنند همینقدر که از آنها بعنوان یک انسان پناهنده دفاع میکنند، کافی است. آنها بدلیل جنگ قلابی قدرت های بزرگ با جنبش های اسلامی براحتی فراموش میکنند اسلام دینی کاملأ ضد زن است. جمهوری اسلامی ایران دقیقأ بخاطر همان قوانین اسلامی است که تا این درجه حقوق زنان را نادیده گرفته با آنها چون برده رفتار میکند. خانم فیضی در مخالفت با این اوضاع مجبور به دادن تقاضای پناهندگی در آلمان شده است.همبستگی با او در عین حال همبستگی با جنبش مترقی زنان در ایران است. همبستگی با جنبش مترقی زنان ایرانی بمعنای تقویت جنبش رهائی زنان در غرب است. اسلام یا هر دین دیگری مسئله فردی هر آدمی میباشد. هرکسی حق دارد اعتقادات شخصی خودش را داشته باشد. ولی نمیتوان قوانین ارتجاعی اسلام یا هر دین دیگری رابرای جامعه قبول کرد. با این قوانین باید مخالفت کرد. اولین قدم برای مخالفت با این قوانین همبستگی و حمایت از کسانی است که علیه آن مبارزه میکنند.

خانم فیضی زنی روشنفکر، مترقی و جسور است که علیه این سنت ها و قوانین و دولت حافظ آن بپا خاسته است. از مبارزه او و حق اقامتش در آلمان باید حمایت کرد.